جدال اردوغان در چند جبهه؛ از لیبی تا شام و قفقاز/ ترکیه به دنبال صفآرایی تازه در مدیترانه شرقی و زنگزور

به گزارش اقتصادنیوز،موسسه مطالعاتی هور با انتشار یادداشتی مدعی شد: تحلیلها نشان میدهند که سیاست خارجی رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه وارد مرحلهای جدید شده است. اردوغان در حال ساخت یک "امپراتوری کوچک" است که در آن گاهی اوقات به طور همزمان با همتای روسی خود در حال نبرد و مذاکرات قدرت است و برای تحقق این هدف، دریای مدیترانه شرقی فرصتهای بسیاری را برای او فراهم میآورد.
رویارویی ترکیه در چند جبهه
این موسسه مطالعاتی در ادامه یادداشت ادعاییاش آورد: ترکیه در سوریه، از شورشیان مخالف دولت اسد حمایت میکند. در قفقاز جنوبی ترکیه حامی جمهوری آذربایجان است؛ بازیگری که در تلاش است سرزمینهای خود را از ارمنستان، همپیمان نزدیک روسیه، پس بگیرد.
در لیبی هم، آنکارا از دولت طرابلس که از طرف جامعه بینالمللی به رسمیت شناخته شده است، در برابر نیروهایی که از امارات متحده عربی، مصر و مزدوران پوتین -که به ارتش واگنر معروف هستند- حمایت میکنند، پشتیبانی میکند.
در عین حال، تنشهای فزاینده در دریای مدیترانه شرقی میان ترکیه و یونان نگرانیهایی را در مورد درگیری احتمالی میان دو متحد ناتو به وجود آورده است. ترکیه همچنین با قبرس، متحد یونان، در تضاد است. در این میان، تنشها بین فرانسه و ترکیه در حال افزایش است. گزارشهای خبری اخیر این ادعا را مطرح کردهاند که نیروی دریایی ترکیه در ژوئن 2020 یک کشتی فرانسوی را در سواحل لیبی هدف قرار داده است؛ گزارهای که نشان از تشدید تنشها میان آنکارا و پاریس دارد؛ این تنشها در اطراف دریای مدیترانه شرقی اوج گرفته است.
ترکیه تقریباً به تنهایی در برابر فرانسه، یونان، قبرس، سوریه، مصر، امارات متحده عربی و روسیه در اطراف لبه شرقی دریای مدیترانه ایستاده است. اما آیا میتواند در این عرصه پیروز شود؟
سال 2014 که لیبی وارد جنگ داخلی شد، اردوغان از گروههای رادیکال مستقر در غرب لیبی حمایت کرد. این ائتلاف بعدها و پس از پیوستن دیگر گروهها به آن، به دولت به رسمیت شناختهشده طرابلس تبدیل شد. دشمن اصلی این جریان، ائتلافی بود به رهبری ژنرال خلیفه حفتر در شرق کشور.
رئیسجمهور مصر، عبدالفتاح السیسی و متحدش امارات متحده عربی که نگران گسترش اسلام سیاسی در لیبی و همچنین تمایل به تضعیف اردوغان بودند، به سرعت از نیروهای حفتر حمایت کردند و جناحهای طرابلس را هدف حملات هواییشان قرار دادند.
در مقابل، ترکیه در نوامبر 2019 دو توافقنامه با طرابلس امضا کرد؛ یک تفاهمنامه برای ارسال تسلیحات، آموزش و پرسنل نظامی به دولت وفاق ملی (GNA) در طرابلس و یک توافق دریایی برای تعیین مناطق اقتصادی انحصاری (EEZ) در آبهای دریای مدیترانه بین دو کشور.
در دسامبر 2019، اردوغان اعلام کرد که آماده است نیروهای خود را در صورت درخواست دولت وقت لیبی به این کشور اعزام کند. او این پیشنهاد را در دیداری در تاریخ 15 دسامبر با فائز السراج، در آنکارا تکرار کرد. این دیدار پس از آن صورت گرفت که ارتش ملی لیبی (LNA) به رهبری حفتر حملات خود را برای تصرف طرابلس از سر گرفت.
به ادعای هور، در ژانویه 2020، پارلمان ترکیه مجوز اعزام نیرو به لیبی برای حمایت از دولت وفاق ملی را صادر کرد. از آن زمان، حدود 80 پرسنل نظامی ترکیه در طرابلس مستقر شدهاند تا بخشی از برنامه آموزش و تجهیز را انجام دهند.
همچنین یک واحد نظامی برای اداره سیستمهای مسدودکننده رادیویی که توسط ترکیه برای مسدود کردن فضای هوایی طرابلس ارسال شده بود، در این شهر مستقر شده است. به باور ناظران، لیبی به نقطه کانونی سیاست خارجی آنکارا تبدیل شده که به نظر میرسد این کشور را به عنوان میدان رقابت نیابتی ترکیه در برابر مصر و امارات متحده عربی و بالعکس قرار داده است.
در همین حال، دولت وفاق ملی (GNA) لیبی به طور فزایندهای به دلایل نظامی به آنکارا وابسته شده ، به ویژه به دلیل کمبود سایر متحدانی که آماده ارائه سلاحهایی برای مقابله با پهپادهای اماراتی حمایتکننده از ارتش ملی لیبی (LNA) هستند و همچنین به دلیل ورود مزدوران روسی که فناوری و سلاحهای دقیق جدیدی را در اختیار حفتر علیه طرابلس قرار دادهاند.
مقابله با "بلوک شرق مدیترانه"
این موسسه مطالعاتی در ادامه یادداشت ادعاییاش آورد: سیاست ترکیه در لیبی همچنین ناشی از انزوای این بازیگر در شرق مدیترانه است که از زمان قطع روابط ترکیه و اسرائیل در سال ۲۰۱۰ و اشتباهات سیاست منطقهای اردوغان در طول قیامهای بهار عربی به تدریج بدتر شده است.
در این جبهه، حمایت اردوغان از اخوانالمسلمین مصر در سالهای ۲۰۱۱-۲۰۱۲ برای او بسیار گران تمام شد؛ بالاخص پس از آنکه دولت اخوانالمسلمین توسط اعتراضات گسترده سرنگون شد و جای خود را به دولت پشتیبانیشده از ارتش به ریاست عبدالفتاح السیسی قرار داد؛ دولتی که مورد حمایت متحدانش در ابوظبی و ریاض قرار داشت.
اندکی پس از به قدرت رسیدن السیسی، او مذاکراتی با یونان برای تعیین مناطق اقتصادی دریایی خود آغاز کرد. سپس در نوامبر ۲۰۱۴، نشست سهجانبهای برگزار کرد تا توافقی برای تأمین گاز طبیعی به مصر از میادین زیر دریای قبرس حاصل کند. قاهره همچنین میزبان نخستین نشست مجمع گاز شرق مدیترانه در اوایل سال جاری بود که به طور مشخص ترکیه را از آن کنار گذاشت.
قاهره همچنین از سال ۲۰۱۵ مانورهای هوایی مشترک با یونان برگزار کرده و نیروهای قبرسی نیز در سال ۲۰۱۸ در این مانورها مشارکت کردند. به طور جداگانه، آنها در اوایل سال جاری سه دوره از مانورهای مشترک را در اسرائیل برگزار کردند.
این اقدامات آنکارا را در برابر یک ائتلاف در حال ظهور از دشمنان قدیمی و جدید در سراسر شرق مدیترانه و متشکل از بازیگرانی چون قبرس، مصر، یونان و اسرائیل قرار داده است. با توجه به روابط سرد تا خصمانه ترکیه با این کشورها، آنکارا نگران همکاری استراتژیک این گروه از بازیگران است. توافق جدید دریایی آنکارا با طرابلس با هدف مقابله با چنین همکاریها به دست آمده است.
توافق ۲۸ نوامبر یک محور دریایی مجازی بین دالامان در سواحل جنوب غربی ترکیه و درنه در سواحل شمال شرقی لیبی (دور از منطقه عملیاتی واقعی GNA) برقرار کرده است. به نظر اردوغان، ترسیم این خط به او این امکان را میدهد که به بلوک دریایی قبرس-مصر-یونان-اسرائیل که در حال شکلگیری است، نفوذ کند و در عین حال فشار مصر و امارات را بر دولت وفاق ملی را کاهش دهد.
اهرم مسکو برای هم صدایی با آنکارا
به ادعای هور، اگرچه اردوغان و پوتین از طرفهای مخالف در جنگ داخلی لیبی حمایت میکنند، سوابق عملیاتی آنها در سوریه نشاندهنده پتانسیل آنها برای رسیدن به یک تفاهم است. اخیراً مسکو در لیبی هم بهعنوان آتشافروز و هم بهعنوان آتشنشان عمل کرده است.
این کشور با اعزام مزدوران به لیبی به نیروهای حفتر برتری حیاتی داده و به نیروهای او فناوریهایی برای سرنگون کردن پهپادها ارائه داده که باعث شده طرابلس و آنکارا به میز مذاکره روی بیاورند. پوتین ممکن است با کاهش حمایتهای حیاتی از حفتر، او را مجبور به پذیرش موقعیت روسیه بهعنوان "صلحبان" لیبی کند.
علاوه بر این، پوتین میتواند از لیبی برای همراستا سازی ترکیه با موضع روسیه در سوریه و قفقاز جنوبی استفاده کند. در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۰، در یک اجلاس لیبی، رؤسای اطلاعات ترکیه و سوریه در مسکو ملاقات کردند که نشاندهنده تمایل پوتین برای به توافق رساندن آنکارا با دولت بشار اسد و پایان دادن به درگیریها در سوریه بر اساس شرایط مطلوب روسیه و دمشق است.
علاوه بر محاسبات استراتژیک، سیاست ترکیه در لیبی یک انگیزه کلیدی دارد؛ ترکیه میخواهد بدهیهای دوران قذافی در لیبی را که به میلیاردها دلار میرسد جمعآوری کرده و به قراردادهای ساختمانی جدید و سودآور در این کشور جنگزده و غنی از نفت دست یابد.
در این میان، ورود فرانسه که میخواهد سهم بزرگی از این کیک را بردارد نیز قابل تامل است. بر این اساس، آنکارا و پاریس برای کسب پول، قراردادها و نفوذ (گزارشها حاکی از آن است که ترکیه در حال ساخت یک پایگاه نظامی در لیبی است)، از طرفهای مخالف در لیبی حمایت کردهاند.
علاوه بر این، موفقیت ترکیه در میدان جنگ در لیبی که با حمایت نظامی از دولت وفاق ملی (GNA) نیروهای حفتر را از طرابلس دور کرده، باعث ناراحتی پاریس شده است. در مقابل، فرانسه تصمیم گرفته است که شراکت خود را در لیبی با مخالفان منطقهای ترکیه، یعنی مصر و امارات، تقویت کند.
همچنین، اختلافات روزافزون بین آنکارا و آتن در شرق مدیترانه فرصت دیگری را برای فرانسه علیه آنکارا فراهم کرده است. اخیراً تنشها بین آنکارا و آتن بر سر جزیره کوچک کاستلوریزو/میس که نزدیک به سواحل ترکیه قرار دارد، بالا گرفته است. اگر یونان بخواهد دامنه بستر قارهای جزیره کاستلوریزو/میس را کاملاً برای خود بگیرد، این جزیره میتواند محور دریایی مجازی دالامان-دارنه که ترکیه را به لیبی وصل میکند، قطع کند.