نقدهایی بر بورس در پساتحریم
مدتها است فعالان بازار سهام منتظر توافق هستهای ايران با قدرتهای بزرگ جهان هستند. توافق عزتمندانهای كه بتواند ضمن حفظ دستاوردهای هستهای كشور، زمينه رفع تحريمهای اقتصادی و تجاری را فراهم آورد. با فرض انجام توافق، میتوان انتظار داشت پروسه تكنرخی شدن ارز تسريع شده، توانگری مالی بانکها افزايش يافته و انتقال تكنولوژی و سرمايه به بخشهای مختلف اقتصاد با سرعت بيشتری انجام شود.
گرچه اين موضوعات زمانبر است اما پيشبينی میشود بازار سهام به آن واكنشی سريع و افراطی نشان دهد چرا كه از يک طرف بازار سهام، عادت به پيشخور كردن اخبار با وزن بالا دارند و از طرف ديگر، درک و فهم مشترک فعالان بازار سهام از اخبار مهم كه تحليل آن ساده است منجر به بيشواكنشی ميشود. به هر حال، ضمن تاكيد بر چشماندازهای مثبت اقتصاد پس از تحريم، توجه به نكات زير دارای اهميت است:
١. اقتصاد ايران سالها است كه نرخ بهره بالايی را تجربه میكند و به نظر میرسد بيشتر از اين، توان تحمل نرخهای بالا را ندارد. رويه سياستگذاران اقتصادی بر اين منوال است كه برای جلوگيری از شوکهای احتمالی اقتصادی، نرخ سود سپردههای بانكی را به تدريج و طی چند مرحله كاهش میدهند. بنابراين انتظار ميرود سود بانکها و به تبع آن نرخ تنزيل بازار سهام رو به كاهش و نسبت قیمت به درآمد (P/E) رو به افزایش باشد. در حال حاضر، میانگین پی بر ای بازار سهام 5.7 است افزایش حول و حوش 5 درصدی آن را به میانگین تاریخی ده سال اخیر میرساند (حدود 6 مرتبه).
٢. تکنرخی شدن ارز، رانت ارزی موجود در بازار را حذف خواهد كرد. در حال حاضر، بسياری از شركتها از منافع تفاوت نرخ رسمی و بازاری ارز منتفع ميشوند چراكه نهادههای توليد آنها با نرخ رسمی ارز (نرخ پايينتر) و نرخ فروش محصولات بر اساس نرخ بازاری ارز انجام میشود. بخشی از سود شركتها كه تا به حال از محل تفاوت نرخ ارز تامين میشد با تكنرخی شدن حذف خواهد شد.
٣. مدتها است بانکها و شركتهای ايرانی از فرصت حضور در بازارهای بينالمللی و ورود سرمايه و تكنولوژی محروم بودهاند (البته نه به طور كامل)، حضور قدرتمندانه مجدد در بازارهای جهانی و انتخاب شريک مناسب مستلزم گذشت زمان است.
٤. اقتصاد جهانی با مشكلاتی دست به گريبان است. رشد قيمتها در بازار سهام چين طی سالهای اخير متناسب با سودآوری شركتها نبوده است بنابراین حباب اين بازار در حال تخليه شدن است. احتمال ميرود بحران در بازار سرمايه اين كشور كمكم به ساير بخشهای واقعی اقتصاد و حتی اقتصاد بينالملل سرايت كرده و موتور سالهای اخير اقتصاد جهانی را با مشكل مواجه كند. اين موضوع میتواند از طريق كاهش قيمتهای جهاني مواد خام (نظير سنگ آهن، نفت، فولاد، محصولات پتروشيمی) بر سودآوری شركتهای بورسی و فرابورسی تاثير منفی بگذارد.
٥. بر اساس تصور عمومی، سرمايهگذاران بينالمللی تشنه حضور در بازار سرمايه ايران جهت استفاده از فرصتهای يک بازار نوظهور هستند. بر طبق ادبيات سرمايهگذاران خارجی بازار سهام ایران و به طور کلی اقتصاد ایران در طبقه بازارهای مرزی قرار میگیرند که ریسک بالایی دارند. بنابراین مشاركتكنندگان بينالمللي با سرمايه كوچک و متوسط در عوض حضور در اين بازار نرخ بازدهی بالايی (حدود ٢٠ درصد در مقياس دلاری) طلب میكنند. اگرچه اين برداشت از بازار ايران غلط است اما تصحيح آن مستلزم زمان است.