روایت جغرافیایی که دیده نشد

داستان جغرافیایی که زمانی میدان نبرد امپراتوری‌ها بود و زمانی دیگر مستعمره شوروی/ اهرم‌های گرجستان، آذربایجان و ارمنستان برای مانور در جهان چند قطبی

کدخبر: ۷۱۱۶۸۳
اقتصادنیوز: در شرایطی که گروهی از ناظران از تنش‌های حاکم بر قفقاز تحت عنوان تنش‌های منجمد یاد می‌کنند، نویسنده هندی با انتشار کتابی ضمن تشریح جغرافیا و تاریخ این منطقه، تلاش داشته تا ضمن بررسی تعاملات بازیگران اوراسیا به اهرم‌های آنها جهت بازی در جهان چند قطبی اشاره کند. به باور نویسنده، در شرایطی که امنیت انرژی از اهمیت بالایی برخوردار شده، قفقاز این پتانسیل را دارد تا با تکیه بر منابع سرشار خود زمینه را برای فرصت سازی ژئو استراتژیکی هموار سازد.
داستان جغرافیایی که زمانی میدان نبرد امپراتوری‌ها بود و زمانی دیگر مستعمره شوروی/ اهرم‌های گرجستان، آذربایجان و ارمنستان برای مانور در جهان چند قطبی

به گزارش اقتصادنیوز، مدرن دیپلماسی با انتشار یادداشتی مدعی شد: منطقه قفقاز جنوبی، که از نظر استراتژیک در مرز بین اروپا و آسیا در مسیرهای حیاتی انرژی و حمل و نقل بار قرار دارد، از نظر قومیتی بسیار متنوع، و از نظر منابع طبیعی بسیار غنی است و به واسطه همین مولفه‌ها قابل توجه است.

این منطقه و سه بازیگر فعال در این جغرافیا، یعنی ارمنستان، آذربایجان و گرجستان، فارغ از تنش‌هایشان چندان مورد توجه قرار نگرفته‌اند. در همین راستا، آچال مالهوترا با انتشار کتابی تحت عنوان «قفقاز جنوبی: گذار از انقیاد به استقلال؛ ردیابی ردپای هند»، تلاش داشته تا از فرایند توسعه تاریخی منطقه گزارش کاملی ارائه داده و همزمان رویکرد هند در باب این جغرافیا را واکاوی روابط تاریخی، فرهنگی و دیپلماتیک میان طرفین را بررسی کند.

نویسنده، یک دیپلمات کارکشته و دارای تجربه مستقیم در منطقه است. این شاید تنها کتابی است که در مورد قفقاز جنوبی در هند منتشر شده و نویسنده‌اش در قامت سفیر عند در سفیر گرجستان و ارمنستان فعالیت داشته است. طبیعتاً او دیدگاه منحصربه‌فردی را درباره منطقه‌ای ارائه می‌کند که با وجود اهمیت فرهنگی و ژئوپلیتیکی‌اش، گاهی در بحث‌های بین‌المللی نادیده گرفته می‌شود.

روایتی از تاریخ قفقاز

مدرن دیپلماسی در ادامه یادداشت خود و با استناد به داده‌های این کتاب آورد: تاریخ پیچیده کشورهای قفقاز جنوبی یعنی گرجستان، آذربایجان و ارمنستان در این کتاب آورده شده و مالهوترا به بررسی تاریخ باستان و قرون‌وسطی این منطقه می‌پردازد که با تهاجمات، فتوحات و تبادلات فرهنگی بین امپراتوری‌های روسیه، عثمانی و ایران مشخص شده است. او همچنین به تأثیرات کنترل شوروی و گذار ناگهانی به استقلال پس از سقوط این بازیگر در سال ۱۹۹۱ می‌پردازد.

به نوشتهٔ مدرن دیپلماسی، این کتاب که به فصل‌های جداگانه تقسیم شده، ترکیبی از نقد سیاسی، داستان‌های شخصی و گزارش‌های تاریخی است. هم‌زمان یک جدول زمانی تاریخی و بینش موضوعی در مورد ژئوپلیتیک منطقه، تغییرات اجتماعی-اقتصادی و روابط با قدرت‌های خارجی مانند روسیه، ترکیه و غرب، همگی در روش مالهوترا کنار هم قرار گرفته‌اند. تمرکز بر تعاملات تاریخی و کنونی هند با قفقاز جنوبی مقوله‌ای است که کتاب را متمایز می‌کند و دیدگاهی متمایز به داستان می‌افزاید. این کتاب با توجه به تشدید تنش‌های یخ‌زده در قفقاز در زمانی مناسب منتشر شد.

هر یک از شش فصلی که کتاب را تشکیل می‌دهند، بیشتر شبیه به یک مقالهٔ نیمه‌مستقل است. این کتاب توسعهٔ تاریخی منطقهٔ قفقاز جنوبی از قرون‌وسطی تا به امروز را با تمرکز بر ۱۵۰ سال گذشته ترسیم می‌کند. هم‌زمان مالهوترا تأکید می‌کند که چگونه منطقهٔ قفقاز جنوبی در مرکز تغییرات سیاسی در آسیای مرکزی قرار داشته است.

هفت دهه اطاعت از فرامین شوروی در سال ۱۹۹۱ با سقوط اتحاد جماهیر شوروی به پایان رسید. آرزوهای قومی طولانی‌مدت سرکوب‌شدهٔ بسیاری از ملیت‌ها با معرفی برنامه‌های اصلاحی جسورانه مانند گلاسنوست و پرسترویکا توسط میخائیل گورباچف، آخرین نخست‌وزیر شوروی، در سال ۱۹۸۵ آغاز شد.

پس از انحلال اتحاد جماهیر شوروی، این کشورها در نهایت مستقل شدند. نویسنده با توسل به تاریخ پیچیده و درهم‌تنیدهٔ منطقه، با ظرافت ساختار قومی-مذهبی این قلمرو فوق‌العاده متنوع را برجسته می‌کند. هم‌زمان این کتاب بر تحولات سیاسی، اقتصادی و سیاست خارجی پس از استقلال گرجستان، آذربایجان و ارمنستان تمرکز دارد. علاوه بر این، پیشینه و شرایطی را که در آن سه ملت مسیرهای منحصربه‌فرد خود را تعیین می‌کنند، روشن می‌سازد.

آذربایجان هنوز توسط خاندان علی‌اف اداره می‌شود، درحالی‌که گرجستان و ارمنستان موفق شدند نوعی دموکراسی را تعریف کنند. به لطف توضیح واضح نویسنده در مورد ظرافت‌های روش‌های سیاست خارجی، خوانندگان بهتر می‌توانند درک کنند که چگونه این سه کشور با جهان خارج تعامل دارند.

اهرم‌های بازیگران اوراسیا

به نوشتهٔ این وبگاه، گرجستان برخلاف آذربایجان و ارمنستان پس از به‌دست‌آوردن استقلال به کشورهای مشترک‌المنافع مستقل (CIS) ملحق نشد. پس از جنگ سال ۲۰۰۸ با روسیه، گرجستان تمایل تزلزل‌ناپذیری برای ادغام در چارچوب‌های امنیتی و اقتصاد سیاسی یورو-آتلانتیک مانند اتحادیهٔ اروپا (EU) و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) از خود نشان داد.

هم‌زمان ارمنستان تلاش دارد تا به تعادل ظریفی بین روسیه و غرب دست یابد، اما تمایل این بازیگر به روسیه با توجه به اینکه بخشی از اتحادیهٔ اقتصادی اوراسیا (EEU) به رهبری روسیه و سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) است، واضح است.

آذربایجان به دلیل فراوانی نفت، قدرت مذاکرهٔ بیشتری نسبت به گرجستان و ارمنستان دارد. این کشور قادر است فاصلهٔ مساوی با هر دو بلوک قدرت را بر اساس شرایط و ضوابط خود حفظ کند، اما مایل است از طریق کریدور گاز جنوبی و خطوط لولهٔ باکو-تفلیس-جیهان (BTC) به تعامل با اروپا ادامه دهد. آذربایجان می‌تواند نیازهای مهم امنیت انرژی اروپا را نیز تأمین کند.

ضمن درک تاریخ مدرن منطقه، این کتاب به‌درستی به مفاهیم درگیری منطقه‌ای، حل/مدیریت درگیری و فرآیندهای صلح پرداخته است. در همین راستا نویسنده دو درگیری مهم را برجسته کرده؛ دو درگیری که بر این منطقه تأثیر گذاشته و پیامدهای جهانی قابل‌توجهی دارد.

درگیری‌های ارضی گرجستان در آبخازیا و اوستیای جنوبی، درگیری بین ارمنستان و آذربایجان بر سر قره‌باغ کوهستانی و نفوذ مستمر روسیه همگی به‌طور کامل مورد بررسی قرار گرفته‌اند. مالهوترا به بررسی مخاطرات ژئوپلیتیکی بزرگ‌تر می‌پردازد و در عین‌ حال بر هزینه‌های انسانی این درگیری‌ها به شیوه‌ای تحلیلی تأکید می‌کند.

به گفتهٔ مالهوترا، اتحاد جماهیر شوروی نگرانی‌های قومیتی و هویتی سایر قومیت‌ها را نادیده گرفته، گزاره‌ای که در نهایت پایه‌های تعیین سرنوشت ملی را تقویت کرد. نویسنده بر اهمیت ژئوپلیتیک و اقتصادی منطقه برای اروپا، به‌ویژه در رابطه با امنیت انرژی تأکید می‌کند. این منطقه توانایی دستیابی به دو هدف را برای اروپا دارد:

۱. تبدیل‌شدن به محوری برای تنوع‌بخشی به تأمین انرژی امن اروپا

۲. تبدیل‌شدن به یک منبع انرژی جایگزین با کاهش اتکای بیش‌ازحد اروپا به روسیه، که روابط پرتنشی با آن دارد، به‌ویژه از زمانی که روسیه کریمه را در سال ۲۰۱۴ ضمیمه کرد.

نفوذ هند در قفقاز جنوبی

در دو فصل آخر به نفوذ هند در منطقه از گذشته تا امروز پرداخته شده است. مالهوترا بر نوسانات درگیری هند با قفقاز جنوبی در دوران پس از جنگ سرد تمرکز می‌کند و بر ارتباط مسیر ابریشم و مستعمرات بین هند و منطقه تأکید می‌کند. نویسنده مواضع سه کشور در مورد برنامهٔ هسته‌ای هند، مناقشهٔ کشمیر و واکنش آن‌ها به درخواست هند برای عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل متحد (UNSC) را تشریح می‌کند.

به همین ترتیب، معضل هند در مدیریت ارتباطات خود با ارمنستان و آذربایجان در مورد مناقشهٔ قره‌باغ کوهستانی و توجه به حساسیت‌های منطقه‌ای شریک استراتژیک خود، روسیه، در رابطه با روابط هند با گرجستان توضیح داده شده است.

مالهوترا پیشنهاد می‌کند که هند باید مشارکت خود را در این منطقه افزایش دهد، به‌ویژه با توجه به امنیت انرژی. این مهم است، زیرا هند به فکر تنوع‌بخشی به واردات انرژی خود است تا وابستگی خود به غرب آسیا را کاهش دهد.

به باور نویسنده، دهلی‌نو باید سایر بازیگران این منطقه ازجمله چین، ایران و ترکیه و همچنین مشارکت روبه‌گسترش چین تحت طرح کمربند و جاده (BRI) را در نظر بگیرد.

اخبار روز سایر رسانه ها
    تیتر یک
    کارگزاری مفید