فرصت‌ها و چالش‌های ترامپ در آسیای مرکزی

نسخه ترامپ برای قلب آسیا؛ بازگشت آمریکا به حیاط خلوت روسیه/ آیا پکن و مسکو خلع سلاح می‌شوند؟

کدخبر: ۷۱۲۳۰۸
اقتصادنیوز: آسیای مرکزی به دلیل منابع غنی، دسترسی به اورانیوم، و موقعیت استراتژیک، به عرصه‌ای برای رقابت قدرت‌های جهانی تبدیل شده است. واشنگتن در تلاش است تا با تقویت همکاری‌های اقتصادی و سیاسی میان کشورهای منطقه (قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و قرقیزستان) نفوذ خود را افزایش دهد و مانع از اجرای سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» روسیه و چین شود.
نسخه ترامپ برای قلب آسیا؛ بازگشت آمریکا به حیاط خلوت روسیه/ آیا پکن و مسکو خلع سلاح می‌شوند؟

به گزارش اقتصادنیوز، نشنال اینترست با انتشار یادداشتی مدعی شد: آسیای مرکزی منطقه‌ای استراتژیک با منابع غنی و پتانسیل اقتصادی قابل توجه محسوب می‌شود. این منطقه می‌تواند به مرکزی برای تعامل مثبت و سودآور ایالات متحده تبدیل شود. تأمین امنیت مواد معدنی حیاتی، دسترسی به اورانیوم برای حمایت از بخش هسته‌ای و گشودن بازارهای جدید برای شرکت‌های آمریکایی از جمله اولویت‌های آمریکا در این حوزه است. تقویت همکاری و همگرایی منطقه‌ای میان قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و قرقیزستان (C5) می‌تواند علاوه بر رونق محلی، منافع واشنگتن را نیز تأمین کند. آسیای مرکزی یکپارچه کمتر تحت تأثیر سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» روسیه و چین قرار گرفته و احتمال بیشتری برای همگرایی با غرب خواهد داشت.

ترامپ و فصل تازه همگرایی در قلب آسیا

ادغام کشورهای آسیای مرکزی در قالب‌های مختلفی تجربه شده است؛ از جمله اتحادیه آسیای مرکزی (CAU) که در سال ۱۹۹۳ به پیشنهاد نورسلطان نظربایف، رئیس‌جمهور وقت قزاقستان، تشکیل شد و بعدها به اتحادیه اقتصادی آسیای مرکزی تبدیل شد. این اتحادیه بین سال‌های ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۴، بدون حضور ترکمنستان، فعالیت داشت. ایالات متحده نیز از سال ۲۰۱۵ با راه‌اندازی اجلاس سالانه C5+1، تلاش کرده است همکاری رسمی خود را با کشورهای این منطقه تقویت کند.

با بازگشت دولت ترامپ به قدرت، حمایت از ادغام آسیای مرکزی باید در اولویت سیاست‌های واشنگتن قرار گیرد. نظربایف از اوایل دهه ۹۰ میلادی، بر ضرورت سیاست خارجی چندجانبه برای قزاقستان و منطقه تأکید کرده و جانشین وی، قاسم توقایف، این مسیر را ادامه داده است. همکاری گسترده‌تر بین آمریکا و کشورهای منطقه، می‌تواند آن‌ها را در تدوین و اجرای سیاست‌های مشترک توانمندتر سازد.

با این حال، همسایگان این کشورها، از جمله روسیه، چین، ایران و افغانستان، در معادلات منطقه‌ای نقش مهمی ایفا می‌کنند. کشورهای آسیای مرکزی باید منافع این بازیگران را متوازن کرده و در عین حال، سرمایه‌گذاری‌های اروپایی و آمریکایی را جذب کنند. حفظ بی‌طرفی منطقه‌ای زمانی ممکن خواهد بود که این کشورها شرکای تجاری خود را متنوع کرده و با ایجاد تعادل در روابط خود با قدرت‌های جهانی، هویت ملی خود را تقویت کنند.

همگرایی اقتصادی و فرهنگی کشورهای آسیای مرکزی مستلزم توسعه زیرساخت‌ها، بهبود لجستیک، کاهش موانع مرزی و هماهنگی مقررات تجاری است. یکی از مسیرهای پیشنهادی برای تسهیل تجارت بین آسیای مرکزی و غرب، کریدور میانی است که از آسیای مرکزی، دریای خزر، کوه‌های قفقاز و دریای سیاه عبور می‌کند. با توجه به اختلال در سایر مسیرهای تجاری، این کریدور می‌تواند در صورت دسترسی آسان، به یک مسیر جذاب برای تجارت جهانی تبدیل شود. شرکت‌های آمریکایی نیز می‌توانند در توسعه این پروژه نقش فعالی ایفا کنند.

Donald-Trump-Southeast-Asia

میدانی برای مانور رقبا

تعمیق همکاری بین ایالات‌متحده و کشورهای آسیای مرکزی با چالش‌های متعددی مواجه است. اولاً، اگر اصل همکاری لحاظ نشود، روابط با آمریکا، روسیه و چین پیچیده خواهد شد. واشنگتن نباید به‌عنوان تلاش برای جانشینی نفوذ مسکو و پکن در آسیای مرکزی تلقی شود. این وضعیت می‌تواند فرصتی را برای کشورهای آسیای مرکزی فراهم کند تا گزینه‌های متنوع‌تری در بازار جهانی داشته باشند و مانع از تسلط اقتصادی یک کشور بر آسیای مرکزی شود.

محدودیت‌های تجاری قدیمی که مانع پروژه‌های بلندمدت می‌شود، یعنی اصلاحیه جکسون‌ـ‌وانیک، مانع همکاری ایالات‌متحده و آسیای مرکزی شده است. این گزاره به‌عنوان بخشی از قانون تجارت سال ۱۹۷۴ که توسط کنگره تصویب شد و توسط جرالد فورد به قانون تبدیل شد، این قانون روابط تجاری عادی دائمی را با اقتصادهای غیر بازار آزاد که حقوق مهاجرت از جمله اتحاد جماهیر شوروی را محدود می‌نماید، رد می‌کرد.

در حالی‌که اتحاد جماهیر شوروی مدت‌ها برای محدود کردن مهاجرت سیاست طولانی‌مدتی را حفظ کرده بود، سیاست‌های این بازیگر در امتناع از مهاجرت جمعیت یهودی و درعین‌حال سرکوب هر یک از مظاهر عمومی یهودیت منجر به رشد جنبشی برای آزادی یهودیان شوروی شد که در نهایت منجر به تصویب جکسون‌ـ‌وانیک شد. در نهایت، پرده آهنین در سال ۱۹۸۹ برداشته شد و اکثر یهودیان اتحاد جماهیر شوروی که برای خروج از آن تلاش می‌کردند، سرانجام موفق شدند به اسرائیل و ایالات‌متحده بروند.

هنگامی‌که اتحاد جماهیر شوروی سرانجام در سال ۱۹۹۱ فروپاشید، قزاقستان تحت نظر نظربایف محدودیت‌های مهاجرت را لغو کرد و به‌سرعت از موضع سرکوبگرانه ضد مذهبی اتحاد جماهیر شوروی دور شد و به دنبال ایجاد مدارای مذهبی بود. او در سال ۲۰۰۳ کنگره ادیان جهان را افتتاح کرد.

در عین‌حال، ازبکستان تا زمان مرگ اولین رئیس‌جمهور خود، اسلام کریم‌اف، در سال ۲۰۱۶، در این زمینه بسیار محدودتر بود. جکسون‌ـ‌وانیک اکنون مانعی برای پیشرفت آینده است که باید مدت‌ها پیش کنار گذاشته می‌شد. از همین رو دولت آینده ترامپ باید قزاقستان و ازبکستان را تشویق کند که ابتکار یکپارچگی را در دست بگیرند، زیرا هر دو خود را رهبران منطقه می‌دانند.

با این‌حال، واشنگتن باید بپذیرد که همه کشورهای قلب آسیا به‌طور یکسان با واشنگتن مشارکت نخواهند کرد. پیشگامی کشورهای مشتاق قلب آسیا ممکن است موجب شود که هراس چین و روسیه از هم‌صدایی این گروه از بازیگران با آمریکا بریزد. در بحبوحه حمله روسیه به اوکراین، درگیری‌های شدید در خاورمیانه و تنش‌های اطراف چین، آسیای مرکزی علیرغم نزدیکی به هر سه منطقه نادیده گرفته شده است.

در حالی‌که سیاست خارجی واقع‌گرایانه ایالات‌متحده که به‌درستی حول حفظ روابط با قدرت‌های بزرگ متمرکز خواهد بود، مشروط بر آن است که واشنگتن اهمیت اقتصادی و لجستیکی این منطقه را بشناسد. اکنون زمان آن است که واشنگتن در مورد پیشرفت بیشتر به‌سوی آسیای مرکزی یکپارچه‌تر فعال شود.

 

اخبار روز سایر رسانه ها
    تیتر یک
    کارگزاری مفید