پشت پرده ترکشهای تحولات شام؛ رهبران تازه نفس دمشق در بزنگاه/ سوریه؛ سرگردان میان تکرار داعش یا کودتا؟

به گزارش اقتصادنیوز، برکناری بشار اسد در سوریه این تصور که ثبات خاورمیانه در گرو توسل به زور و سرکوب است را شکست. دولت سوریه درست زمانی که گروههای شورشی تحت رهبری جبهه تحریرالشام در دسامبر گذشته به دمشق رسیدند، بدون هیچ مقاومتی سقوط کرد.
سقوط دولت حاکم بر دمشق همچنین افسانهای را که به بهانهاش بهار عربی سراب قلمداد میشد را از میان برد. اولین موج شورشها که از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ آغاز شد و با حضور صدها هزار نفر در خیابانها برای اعتراض به حکومتهای خودکامه در سراسر جهان عرب گسترش یافت، در بیشتر موارد با تحکیم اقتدار دولتها به پایان رسید.
اما همانطور که در سال ۲۰۱۸ در نشریه فارن افرز بدان اشاره شد، تا زمانی که دولتهای عربی به درستی به چالشهای پیش روی منطقه پاسخ ندهند، مقاومت مردمی علیه حکمرانی آنها پایان نخواهد یافت. اعتراض و شورش ادامه خواهد داشت؛ مگر اینکه اصلاحات واقعی را در پیش گیرند. رهبران منطقه به روش سختی خواهند آموخت، که هیچ میزان سرکوب نمیتواند سلطنت آنها را بر مردمی که روز به روز ناراضیتر میشوند، تضمین کند.
این عبارات بخشی از یادداشت فارن افرز است که اقتصادنیوز آن را در دو بخش ترجمه کرده که بخش نخست با تیتر «عربستان و امارات در بزنگاه؛ اصلاحات نمایشی و ناآرامی زیر پوست پادشاهیها/ آیا سناریوی سوریه در عراق، لبنان و مصر تکرار میشود؟» منتشر شد و در ادامه بخش دوم و نهایی آمده است.
آزمون دشوار الشرع
به ادعای ناظران، سقوط بشار اسد نباید برای باقی کشورهای عربی به سان هشدار باشد. این سقوط همچنین باید رهبران تازه نفس شام هشدار باشد؛ گروهی که رهبری مبارزه برای سرنگونی ساختار قدیم را بر عهده داشتند اکنون که در قدرت قرار گرفتهاند باید تصمیم بگیرند که آیا همان رویهای را که بشار اسد را آسیبپذیر کرد ادامه خواهند داد یا مسیر متفاوتی را انتخاب خواهند کرد.
بدترین مسیر که ممکن است رهبران جدید سوریه در پیش گیرند، حکومتی به سبک گروه تروریستی داعش خواهد بود که از سال 2014 تا 2017 بخشهایی از عراق و سوریه را تحت سلطه داشت. به نظر نمیرسد این اتفاق محتمل باشد.
احمد الشرع، رهبر هیئت تحریرالشام که اکنون رئیسجمهور سوریه است، زمانی چهرهای افراطی بود، اما ادعا میکند که از افراطگرایی کنارهگیری کرده است. با این حال، چشمانداز محتملتر و نگرانکنندهتر این است که الشرع همان مسیری را در پیش بگیرد که اسلامگرایان در مصر پس از سقوط حسنی مبارک در سال 2011 انتخاب کردند.
دولت محمد مرسی، رهبر سابق اخوان المسلمین، بهطور دموکراتیک انتخاب شد. اما پس از به قدرت رسیدن، او قانونی را به تصویب رساند که تمامی خواستههای اجزای مختلف جامعه مصر را برآورده نمیکرد. تنها یک سال پس از به قدرت رسیدن، دولت اسلامگرای مرسی توسط ارتش در یک کودتا سرنگون شد؛ کودتایی که با حمایت میلیونها مصری مواجه شد و بسیاری از آنها همان افرادی بودند که در سال 2011 برای اعتراض به دیکتاتوری سکولار مبارک به خیابانها آمده بودند.
متأسفانه، امیدهای آنها برای یک مصر بهتر دو بار از بین رفت؛ ابتدا توسط سوءاستفادهها و جاهطلبیهای مرسی و سپس به دلیل قدرت گرفتن عبدالفتاح السیسی، ژنرالی که در سال 2013 به قدرت رسید و رژیمی اقتدارگراتر از رژیم مبارک را برقرار ساخت.
شکست تجربه مصر تأثیرات گستردهای در سراسر منطقه داشت. رهبران دیگر کشورهای عربی به سالها ناپایداری و سرکوب پس از قیام در مصر اشاره کردند و این را بهعنوان هشداری به شهروندان خود نمایش دادند. آنها مدعی بودند که مردم عرب باید حکومتهای استبدادی را با تمام معایبشان بپذیرند، به جای آنکه ریسک یک سیستم دموکرات را بپذیرند که محدودیتهای اجتماعی و عدم قطعیت اقتصادی به همراه دارد.
اگر رهبران جدید سوریه سیاستهایی را اتخاذ کنند که تنوع فرهنگی، مذهبی و جنسیتی شهروندان خود را نادیده بگیرد، قطعاً مانند مرسی در مصر شکست خواهند خورد. سقوط آنها و هر گونه مصیبتی که به دنبال خواهد داشت، استدلالی را تقویت خواهد کرد که انقلابها بیفایدهاند و نیروهایی را در منطقه که بیش از یک دهه برای تغییر تلاش کردهاند خفه خواهد کرد.
چالش تحریرالشام
اما مسیر دیگری نیز وجود دارد که دولت سوریه میتواند دنبال کرده و بدین طریق تحولی عمیق را در منطقه کلید بزند. رهبران جدید این کشور میتوانند از اشتباهات پیشینیان خود درس بگیرند و از سیستمی اقتدارگرا که شانس کمی برای موفقیت دارد اجتناب کنند.
آنها میدانند که حکمرانی انحصارگرایانه موجب مقاومت داخلی از سوی گروههایی مانند ارتش آزاد سوریه، -که از مجموعهای متنوع از گروههای شورشی تشکیل شده است،- کردها که بخشهای وسیعی از شرق سوریه را در اختیار دارند و سایر اقلیتها خواهد شد.
آنها همچنین میدانند که اصرار بر یک سیستم اسلامی انحصاری، واکنش همسایگان مهمی چون اردن و عربستان سعودی را بر میانگیزد. الشرع اعلام کرده است که قصد دارد به گونهای حکمرانی کند که کردها، مسیحیان و دیگر اقلیتها را در بر گیرد - که این یک شکاف قابل توجه با سیاستهایی است که توسط القاعده که الشرع تا سال 2016 عضو آن بود، ترویج میشد.- اما تنها بیان این مسائل کافی نخواهد بود. ساختار حاکم باید نشان دهد که قصد دارد آنها را عملی کند.
شاید انتظار اجرای چنین رویکردی غیرواقعی باشد. الشرع و نیروهای او به دموکراسی باوری ندارند و فاقد تجربه حکمرانی در کشوری هستند که درگیر بحران اقتصادی است. اگر کشورهای خارجی از همکاری با دولت جدید خودداری کنند، ممکن است رهبران جدید شام به سمت رادیکالیسم سوق داده شوند. برخی کشورهای همسایه نیز ممکن است بهطور عمدی در تلاش برای جلوگیری از ظهور سوریهای پلورالیستی باشند، زیرا موفقیت سوریه میتواند فشارهایی برای اصلاحات سیاسی در فرآیندهای این گروه ایجاد کند.
اما دقیقاً همین فشار است که منطقه به آن نیاز دارد و رهبری جدید در دمشق ابزارهایی برای ایجاد سیستم پایدار مورد نیاز دارد که میتواند چنین فشاری وارد کند؛ مشروط براین که تصمیم به استفاده از آنها بگیرد. سوریها در داخل و خارج از کشور تجربههای سیاسی و اقتصادی وسیعی دارند و اگر از آنها خواسته شود، میتوانند در انتقال به دموکراسی موفق و کارآمد کمک کنند.
جامعه بینالمللی نیز میتواند حمایتهای مالی و سیاسی ضروری را فراهم کند و کمکهای خود را مشروط به اقدامات ملموس در جهت شمولیت قرار دهد. موانع بالقوه نیز کاهش یافتهاند. با این همه، هیچ تضمینی وجود ندارد که رهبران جدید سوریه از فرصت کنونی بهرهبرداری کنند.
آنها باید درک کنند که مدل استبدادی در نهایت پایدار نیست و هیچ سیستم سیاسی که بر اساس انحصار و حکمرانی آهنین باشد پایدار نخواهد ماند. اگر آنها هشدار شکستهای گذشته را جدی بگیرند و مسیر پلورالیستی را انتخاب کنند، میتوانند راهی به سوی آیندهای بهتر برای سوریه ترسیم کنند و به تثبیت یک منطقه شکننده کمک کنند، فرصتهای اقتصادی ایجاد کنند، بازگشت میلیونها پناهنده سوری را تسهیل کرده و فشار زیادی بر دیگر دولتهای عربی وارد کنند تا اصلاحات جدی را آغاز کنند.
اگر به سرکوب بازگردند، سوریه به سرنوشتی تیره و تار دچار خواهد شد. آنها ممکن است دموکراسی در سراسر منطقه را به عقب بیندازند و به گروههایی که ادعا میکنند قیامهای عربی تنها به شکست ختم میشوند، تسلیحات بدهند. با این حال، حتی اگر اعتراضها تاکنون تحولی پایدار در سیاست ایجاد نکردهاند، هر موجی از تظاهرات آگاهی مردم عرب را از ضرورت اصلاحات نهادی افزایش داده است. موفقیت در سوریه این پتانسیل را دارد که چرخه اعتراض و سرکوب را بشکند و منطقه را به مسیری پلورالیستی و پررونق هدایت کند. بازگشت به استبداد تنها درس اجتنابناپذیری است که همه رهبران عرب باید پس از 2010 میآموختند.