تله ترامپ برای بن سلمان

پشت پرده خوابی که ترامپ برای عربستان دیده است/ خطر بزرگ بیخ گوش اعراب؛ ریاض و ابوظبی با ماجراجویی آمریکا همراه می‌شوند؟

کدخبر: ۷۰۵۷۸۱
اقتصادنیوز: در باب طرح غزه که توسط ترامپ مطرح شده تحلیل‌ها بسیار است. گروهی براین باورند که این طرح ادعای محرکی است برای سعودی‌ها که از خواسته‌های حداکثری‌شان کوتاه آمده و تن به عادی‌سازی 2 داده و روابط خود را با اسرائیل تعریف کنند؛ گزاره‌ای که در صورت بی‌توجهی به ثبات غزه می‌تواند تهدیدی جدی برای پادشاهی باشد.
پشت پرده خوابی که ترامپ برای عربستان دیده است/ خطر بزرگ بیخ گوش اعراب؛ ریاض و ابوظبی با ماجراجویی آمریکا همراه می‌شوند؟

به گزارش اقتصادنیوز، ریسپانسیبل استیت کرفت با انتشار یادداشتی مدعی شد: یک ماه پس از برقراری آتش‌بس شکننده، مردم غزه به واسطه مبادله گروگان‌های اسرائیلی و فلسطینیان زندانی، نفس راحتی کشیده‌اند. اما بحث پیرامون آینده غزه بیشتر انعکاسی از دستور کار کشورهای دخیل در بحران جاری است تا واقعیت تلخ روزمره‌ای که مردم غزه با آن مواجه هستند.

با شروع آتش‌بس، غزه از تیتر اخبار خارج شد، تا اینکه ترامپ اعلام کرد که ایالات متحده قصد دارد غزه را اشغال کند، ساکنان آن را جابه‌جا کرده و آن را به "ریویرا خاورمیانه" تبدیل نماید. رئیس جمهوری آمریکا هفته گذشته اعلام کرد: "ما این سرزمین را خواهیم گرفت، ما آن را حفظ خواهیم کرد."

تله ترامپ برای بن سلمان

به ادعای این نشریه، رویکرد ترامپ، موضع گیری بود که حتی اسرائیل نیز به انجامش باور نداشت. اگرچه در اوایل جنگ، کابینه اسرائیل سیاست جا‌به‌جایی فلسطینی‌ها را برگزید و پیشنهاد داد که مصر و اردن برخی از پناهندگان غزه را بپذیرند، اما این گزاره محقق نشد.

در آن بازه زمانی جابجایی بخش‌های بزرگی از جمعیت محاصره شده برای تسهیل نقشه‌برداری و تخریب تونل‌ها توسط ارتش اسرائیل و انجام حملات علیه نیروهای حماس لازم بود. اما امروز ترامپ به سرعت وارد عمل شده و مدعی است که اگر قرار بر آن است که حماس کامل کنار رود، باید همه چیز تغییر کند. دیگر خبری از بازی با سوراخ‌ها و خرگوش‌ها نیست.

سخنان ترامپ، به نتانیاهو طرحی برای "روز بعد" را ارائه داد. چارچوب‌بندی ترامپ در قاب این طرح -که جابجایی کامل تنها راه ممکن برای تسکین رنج فلسطینی‌هاست- به طرز ماهرانه‌ای فریبنده بود. برای کسانی که از کوچاندن فلسطینیان منزجرند، آنچه حقیقتا آسیب می‌زند، طرح ایده اشغال غزه نیست بلکه انحراف از بحث‌های مطرح شده در باب توسعه این گذرگاه است.

همانطور که پروفسور گریگوری گوس اخیراً استدلال کرده است، این احتمال وجود دارد که تهدید ترامپ به واسطه اجرای اهداف دیگری مطرح شده باشد. با پیشنهاد اخراج فلسطینی‌ها از غزه، ترامپ حرکت تحریک‌آمیزی انجام داده تا کشورهای عرب خلیج فارس -به ویژه عربستان سعودی- را تحت فشار قرار دهد که بازسازی غزه را تأمین مالی کرده و روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی کنند.

به گفته گوس، چنین اقدامی شبیه به تهدید نتانیاهو در سال ۲۰۲۰ برای الحاق بخش‌هایی از کرانه باختری است. این وضعیت نهایتاً به نرمال‌سازی روابط امارات با اسرائیل منجر شد که بخشی از آن به توقف طرح الحاق منوط شد.

خواه طرح اشغال غزه واقعاً استراتژی ترامپ باشد یا نه، موضوع اصلی این است که بازسازی غزه برای هرگونه مذاکرات معنادار یا پایان پایدار درگیری و حتی توافق صلح جامع ضروری است. بنیادی‌تر از آن، برای جلوگیری از فاجعه انسانی و انحطاط چند نسلی جامعه فلسطینی حیاتی است.

66666

خطر بیخ گوش اعراب

در حالی که بسیاری از مردم غزه حماس را به چالش می‌کشند، اما عمدتا از مبارزه مسلحانه علیه اسرائیل حمایت کرده و اعتقاد واقعی دارند که فلسطین در نهایت پیروز خواهد شد. تخریب کامل غزه خطر تقویت این نگرش حداکثری را در میان مردم این باریکه را به همراه دارد، کسانی که ممکن است حالا احساس کنند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.

رها کردن غزه خطری جدی است، اگرچه برای اسرائیل احتمالاً این گزاره چندان قابل اعتنا نیست. اسرائیل می‌تواند از ورود مردم غزه به سرزمین‌های خود جلوگیری کند و کنترل سخت‌گیرانه‌ای بر بنادر ورودی داشته باشد. علاوه بر این، بسیاری از اسرائیلی‌ها احتمالاً دیدگاه غزه‌ای‌ها را به اشتراک می‌گذارند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و تنها راه پیروزی نهایتاً درگیری مسلحانه است.

اما اگر شما یک دولت عربی در نزدیکی غزه باشید، باید انتظار داشته باشید که گروه‌هایی که برای انتقام آماده‌اند، از کوره در رفته و به سوی شهرهای عربی آمده و در آنجا پناه بگیرند. مصر با این چالش برای تقریباً ۲۰ سال روبه‌رو بود و در این فرآیند رئیس‌جمهور خود را از دست داد. اردن در سال‌های ۱۹۷۰-۱۹۷۱ از آن رنج برد و لبنان نیز از اواسط دهه ۱۹۷۰ به بعد با آن مواجه شد. نوبت عربستان در اوایل دهه ۲۰۰۰ بود، یعنی پس از حملات ۱۱ سپتامبر آمریکا. بنابراین، بازسازی غزه سرمایه‌گذاری ضروری برای ثبات سیاسی و اجتماعی کشورهای همسایه است.

عربستان سعودی به ویژه آسیب‌پذیر است زیرا طرح ۲۰۳۰ ولیعهد -طرح جاه‌طلبانه ای که از سوی پادشاهی برای ادغام جهانی و رهبری منطقه‌ای تعریف شده- بر محیط امنیتی پایدار استوار است. همچنین بقای سیاسی ولیعهد به احتمال زیاد به حفظ نظم مدنی در کشور خود بستگی دارد. اما ریسک سعودی‌ها همچنین می‌تواند مثبت باشد.

مداخله سازنده برای جلوگیری از فاجعه در غزه می‌تواند ادعای محمد بن سلمان را برای نقش رهبری در داخل و خارج از کشور تقویت کند. نشست سران عرب که برای ۴ مارس برنامه‌ریزی شده، می‌تواند مکان مناسبی برای عملی کردن این ادعا باشد. در حالی که سعودی‌ها باید درخواست خود مبنی بر اینکه عادی‌سازی روابط با اسرائیل و مشارکت در بازسازی غزه نیازمند تعهد اسرائیل به افق سیاسی برای فلسطینی‌هاست را پس بگیرند یا به‌طور مخفیانه پوشش دهند، اسرائیلی‌ها باید توافق آتش‌بس را نهایی کنند.

هیچ بازیگری حتی عربستان سعودی، نمی‌تواند وارد فرایند بازسازی شود آن هم در شرایطی که عملیات‌های نظامی اسرائیل همچنان ادامه دارد. بنابراین، ارائه پیشنهاد جسورانه از جانب عربستان در آغاز کار، اسرائیل را به چالش خواهد کشید و موجب می‌شود تا این بازیگر تحت فشار عملیات نظامی را متوقف کند.

45454

پاسخ به طرح ترامپ

در پاسخ به سوالی درباره واکنش امارات به طرح ترامپ برای غزه، سفیر امارات در آمریکا، یوسف العتیبه، اشاره کرد که این موضوع "دشوار" است و افزود که او نمی‌داند نتایج حاصل از آن چیست. کلیپی که به طور گسترده در این باره به اشتراک گذاشته شد، این‌گونه ویرایش شده که به نظر می‌رسید العتیبه طرح ترامپ برای غزه را به عنوان تنها گزینه تایید کرده است، اما در فیلم اصلی، روشن است که او در حال صحبت درباره طرح کلی ترامپ برای خاورمیانه است که هنوز مبهم است.

از زمان سخنان او، رئیس امارات، محمد بن زاید آل نهیان، طبق خبرگزاری ملی کشور اعلام کرد که به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا گفته که ابوظبی "هرگونه تلاش برای جابه‌جایی مردم فلسطین از سرزمینشان را رد می‌کند."

در شرایط کنونی فعلا اسرائیلی‌ها نقش‌شان در بازسازی غزه را رد کرده‌اند. سعودی‌ها نیز پشت درخواست‌شان مبنی بر اینکه حداقل اسرائیل باید گام‌های ملموسی به سوی دولت فلسطینی بردارد پنهان شده‌اند، نتیجه‌ای که اسرائیل به شدت با آن مخالف است.

در این میان، تشکیلات خودگردان فلسطین نیز توانایی و منابع لازم برای اقدام را ندارد. تحت ریاست بایدن، کاخ سفید برای طرح "روز بعد" فشار آورد، اما اسرائیلی‌ها با اعمال نفوذ توانستند درخواست‌ها را با بی‌توجهی رد کنند.

بنابراین، در این مرحله، سعودی‌ها تنها بازیگر بالقوه موثر هستند که قادرند در این مسیر گام‌هایی جدی بردارند. مشخص نیست که آیا دولت ترامپ به‌طور سیستماتیک ولیعهد عربستان را در مورد تهدید احتمالی خود  -یا باید بگوییم بلوف؟-  برای انتقال میلیون‌ها فلسطینی فقیر به کشورهای همسایه ضعیف تحت فشار قرار داده است یا خیر. چیزی که می‌دانیم این است که زمان اندک است و ماموریت بزرگ.

اخبار روز سایر رسانه ها
    تیتر یک
    کارگزاری مفید