غیرقابل پیش‌بینی‌های پرهزینه

جهان در آستانه تله هابزی/ تقابل ترامپ با چین و کره شمالی؛ شمارش معکوس برای بازی خطرناک در میدان هسته‌ای؟

کدخبر: ۷۱۲۲۲۶
اقتصادنیوز: به ادعای ناظران، رویکرد غیرقابل پیش‌بینی ترامپ در عرصه سیاست خارجی می‌تواند زمینه را برای تصمیم سازی‌های پرهزینه هموار سازد؛ بالاخص در شرایط کنونی که تهدید در باب توسل به اهرم‌ها و سلاح‌های هسته‌ای برجسته شده و هرگونه تصمیم سازی غیرمنطقی و اشتباه محاسباتی می‌تواند جرقه جنگ آخرالزمانی را روشن کند.
جهان در آستانه تله هابزی/ تقابل ترامپ با چین و کره شمالی؛ شمارش معکوس برای بازی خطرناک در میدان هسته‌ای؟

به گزارش اقتصادنیوز، مدرن دیپلماسی با انتشار یادداشتی با استناد به عبارت برتولت برشت، نمایش نویس مشهور نوشت: «مردی که می‌خندد، هنوز خبر وحشتناک را نشنیده است.» به ادعای این نشریه، دونالد جی. ترامپ عملاً قدرت فرماندهی هسته‌ای را کنترل نکرده است. اگرچه زمانی تحقق این گزاره غیرقابل تصور بود، اما این که رئیس جمهور گاهی می‌توانست دستور استفاده از تسلیحات هسته‌ای را بدون توجیه راهبردی یا قانونی صادر کند، گزاره‌ای غیرقابل انکار نیست.

همچنین قابل قبول است که او می‌تواند در طول بحران‌های وجودی، از جمله چرخش‌های سیاست هسته‌ای که خودش ساخته، غیرمنطقی عمل کند. این عبارات بخش ابتدایی مقاله‌ای است در باب سیاست هسته‌ای رئیس جمهوری آمریکا که اقتصادنیوز آن را ترجمه کرده است.

ترامپ مشکل وجودی برای جهان

حتی در جهان استراتژیک درونی ترامپ، حقیقت مهم است. ما مدت‌هاست که از نقطه‌ای عبور کرده‌ایم که نظرات سیاست خارجی رئیس جمهوری فقط خنده‌دار یا عجیب و غریب هستند. پیش از این، زمانی که ترامپ می‌گفت «ماه بخشی از مریخ است» و «از سلاح‌های هسته‌ای می‌توان برای مبارزه با طوفان‌ها استفاده کرد»، صرفاً تصور می‌کردیم این عبارات با هدف خنده بیان شده است.

با این حال، امروز که او تهدید می‌کند نام خلیج مکزیک را تغییر می‌دهد، گرینلند را تصرف می‌کند و کانال پاناما را در اختیار می‌گیرد، به نظر عبارات خنده‌دار و قابل دفاعی بر زبان نمی‌آورد. ترامپ 2 به سرعت به یک مشکل وجودی تبدیل خواهد شد، نه فقط برای ایالات متحده، بلکه برای کل جهان. بعد چه اتفاقی می‌افتد؟ برای محافظت از ایالات متحده و این جهان گسترده‌تر از خطر واقعی بی‌سابقه چه باید کرد؟

این سوال‌ها به یکدیگر ارتباط دارند و جدا جدا نیستند، میان آن‌ها نوعی هم افزایی وجود دارد. این بدان معناست که «کل» پیامدهای متقاطع مربوط بیشتر از مجموع ساده «جزء» تشکیل‌دهنده است؛ این یک تعریف درست است.

سوالات خاص به سرعت جمع می‌شوند. «آمریکا اکنون باید خود را در کدام یک از مسیرهای سیاست هسته‌ای خاص پیش ببرد؟» با نگاهی به بحران‌های کم و بیش اجتناب‌ناپذیر هسته‌ای ایالات متحده با کره شمالی، چین، روسیه یا (به طور بالقوه) ایران، اشتباهات یا سهل انگاری‌های فاحش ترامپ می‌تواند آسیب‌های وجودی یا نزدیک به وجودی را برای ایالات متحده به همراه داشته باشد.

در حال حاضر، متفکران استراتژیک آمریکایی به‌طور آشکاری درگیر حمله روسیه به اوکراین هستند، اما این «جنایت علیه صلح» می‌تواند با بحران‌های موازی در کره شمالی یا چین به مراتب بدتر شود. هر اتفاقی که در اوکراین بیفتد، جهان همیشه غیرقابل پیش‌بینی ژئوپلیتیک در یک «وضعیت طبیعی» فرو خواهد ماند. بنابراین اقتدار فرماندهی دونالد جی. ترامپ، همراه با مشاوران مناسب، باید بتواند انواع پیچیده استدلال دیالکتیکی را لحاظ کرده و در صورت لزوم، قابلیت‌های چشم‌گیر ایالات متحده را به نمایش بگذارد.

روسیه و چین

جهان در بن بست وضعیت جنگی

هیچ ابهام منطقی در مورد عدم درک سیاست هسته‌ای نظامی دونالد ترامپ وجود ندارد. در رابطه با ایجاد روابط صلح آمیز پایدار با کره شمالی، «برنامه» قبلی او هرگز دستیابی به اشکال اساسی تفاهم دیپلماتیک نبود، بلکه نگران «عاشق بودن یا نبودن» کیم جونگ اون بود. چگونه ممکن است چنین موضع کاریکاتوری از رئیس جمهور در کنگره و قوه مجریه ایالات متحده جدی گرفته شود؟

به هر حال، این موضع‌گیری بیهودگی زندگی روشنفکرانه یک رئیس جمهور را به نمایش گذاشت. اگر شهروندان آمریکا از تاریخ سیاست مدرن جهان چیزی یاد گرفته‌اند؛ -از "توازن قدرت"که در ابتدا پس از صلح وستفالیا در سال 1648 برقرار شد،- این است که هر سیاستی که بازتعریف نشود درگیر فروپاشی درونی و تمدنی خواهد شد. اگرچه دونالد ترامپ با افتخار «نگرش» را در قیاس با «آمادگی» ستوده است، تفکر تحلیلی جدی همچنان سزاوار افتخاری معنادار در ایالات متحده است.

در عین حال، «وضعیت طبیعی» دائماً در حال تغییر است، یک وضعیت جهانی که بر پایه تهاجم متناوب، تهاجمی کینه توزانه و ناسیونالیسم جنگ طلبانه بنا شده است، هرگز موفق نبوده است. بدتر از همه، این "وضعیت جنگی" هابزی هیچ نشانه‌ای از دوام بیشتر برای آینده را نشان نمی‌دهد.

سؤالات زیادی همچنان در حال انباشته شدن هستند. چه خطرات هسته‌ای خاصی برای ایالات متحده وجود دارد؟ برای شروع، در نهایت باید پذیرفت که یک تصمیم نامناسب یا غیرمنطقی فرماندهی هسته‌ای توسط رئیس جمهور آمریکا نه علمی تخیلی است و نه توهم آخرالزمانی. در عوض، جزء لاینفک «متون» معتبر تاریخ، منطق، علوم و ریاضیات است.

اکنون، چنین تصمیم کشنده‌ای آشکارا قابل تصور است. اگرچه هیچ چیز قطعی نمی‌توان در مورد احتمال دقیق چنین سناریوی بی‌سابقه‌ای گفت، اما دلایل زیادی برای نگرانی فوری وجود دارد. در سیاست جهانی، هیچ چیز از خلاء اتفاق نمی‌افتد. آمریکایی‌ها باید فوراً بپرسند: «ممکن است یک رئیس‌جمهور بدون توجه به قانون یا متوهم ایالات متحده در معرض اشکال مرگ‌بار ناهماهنگی شخصی و یا ناتوانی روانی قرار گیرد؟»

با کنار گذاشتن ترجیحات نفس گیر دونالد جی. ترامپ برای روابط انسانی، هیچ تضمین معتبری در مورد ظرفیت این رئیس جمهور برای محاسبه دشوار استراتژیک وجود ندارد. تردید بسیار مشابهی در مورد وزیر دفاع منتخب او وجود دارد. در مورد افسران فعال پرچمدار یونیفرم پوش، نقش‌های حیاتی تاریخی آن‌ها می‌تواند تابع هوس‌های منصوبان خدمتگزار ریاست جمهوری باشد.

دونالد ترامپ *

ترامپ و سلاح مرگباری که در اختیار دارد

دستور احتمالی رئیس جمهور ایالات متحده برای استفاده از سلاح‌های هسته‌ای، تبعات جدی را به دنبال دارد. در حالی که برخی از افراد کلیدی در طول زنجیره فرماندهی عملیاتی ممکن است گاهی اوقات تصمیم به سرپیچی از چنین دستوری بگیرند، هر گونه نافرمانی ضمنی ممکن است توسط دونالد ترامپ در ابتدا غیرقانونی تلقی شود.

مطمئناً، همه سربازان ایالات متحده به اجرای دستورات ملزم هستند. تعهدات نورنبرگ در قوانین آمریکا گنجانده شده است، اما دلیل کمی وجود دارد که باور کنیم ترامپ ماده 6 قانون اساسی را می‌داند یا به آن اهمیت می‌دهد. در 16 سپتامبر 2021، شهادت معتبر رئیس وقت ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، ژنرال مارک مایلی، نشان داد که روزهای پایانی ترامپ در اولین دولت او تا چه حد ناقض قانون بوده است.

رئیس جمهور ایالات متحده در عرض 24 ساعت پس از سوگند برای دولت دوم در سال 2025، تصویر ژنرال مایلی را به طور فیزیکی از دیوار پنتاگون حذف کرد. این عمل بیهوده تنها با کنایه آشکار مایلی به ترامپ تحت الشعاع قرار گرفت.

با توجه به تصمیمات فرماندهی هسته‌ای ایالات متحده، آیا باید به دونالد جی. ترامپ اختیارات فوق‌العاده‌ای در مورد تصمیم سازی درباره زندگی‌های غیرقابل شمارش انسان اعطا شود، مجوزی که پیامدهایی دارد که هرگز توسط بنیانگذاران پیش بینی نمی‌شد؟»

آنچه در اصل با «تفکیک قوا» در قانون اساسی آمریکا مورد نظر بود امروز تحققش می‌تواند فاجعه بار باشد؟ آیا کسی می‌تواند به طور منطقی باور کند که چنین قدرت وجودی بدون مانعی می‌تواند مورد لطف «پدران» قرار گرفته باشد؟ و در مورد محدودیت‌های کلی‌تر تمدن جهانی ایالات متحده و جهان چه می‌شود؟

حداقل، شهروندان و تحلیلگران می‌توانند از مواد اول و دوم قانون اساسی استنباط کنند که بنیانگذاران نگرانی اولیه و محسوسی در مورد گسترش قدرت ریاست جمهوری مدت‌ها قبل از سلاح‌های هسته‌ای داشته‌اند. چنین نگرانی مدون پیش از هرگونه تصورات علمی مبتنی بر احتمال آخرالزمانی بود. امروز، برای پیشبرد برنامه‌ها به شکلی محتاطانه و متوالی، آمریکایی‌ها باید صادقانه بپرسند: "چگونه می‌توانیم قدرت فرماندهی هسته‌ای ایالات متحده را دوباره ارزیابی کنیم؟"

دونالد ترامپ

اودیسه فکری شخصی یک محقق

این سوالی است که نویسنده مدت‌ها به آن فکر می‌کند. مدت‌هاست که یک سوال شخصی اما تحلیلی ذهن بسیاری را درگیر کرده است. محققان دانشگاهی و استراتژیست هسته‌ای سیاست محور، بیش از پنجاه سال است که با این مسائل امنیتی اصلی -اسرائیلی و آمریکایی- درگیر بوده‌اند.

برخی از نکات برجسته این دخالت نیم قرنی ممکن است به روشن شدن عناصر مرتبط سیاست فرماندهی هسته‌ای ایالات متحده کمک کند. در 14 مارس 1976، ماکسول تیلور، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش ایالات متحده به خطرات هسته‌ای قابل تشخیص ناشی از غیرمنطقی بودن ریاست جمهوری اشاره کرد. نکته قابل توجه، در این ارتباط، هشدار مستقیم موجود در پاراگراف پایانی نوشتار ژنرال تیلور بود.

تیلور در حالت ایده‌آل هشدار داد که بی‌عقلی ریاست‌جمهوری - یک مشکل ذاتاً جدی - باید در طول یک فرآیند انتخاباتی مورد بررسی قرار گیرد و نه در دردسرهای گیج‌کننده بحران تصمیم‌گیری. ژنرال در آن لحظه فهمید که ممکن است خیلی دیر باشد. او عاقلانه نتیجه گرفت: «بهترین محافظت -در برابر بی منطقی رئیس جمهور- این است که انتخاب درستی داشته باشیم».

با برون یابی، در مورد مشکل فرماندهی هسته ای ریاست جمهوری آمریکا که اکنون افزایش یافته است، این نتیجه در سال 2024 توسط رای دهندگان آمریکایی پذیرفته نشد. بر این اساس، آمریکایی‌ها اکنون باید با تمرکزی غیرقابل انحراف بپرسند: "تدابیر امنیتی حاکم در حال حاضر در مورد اختیارات فرماندهی هسته‌ای ایالات متحده چیست؟" البته، مشخصات عملیاتی چنین درخواستی کاملاً محفوظ است، اما آیا حداقل می‌توان به شهروندان اطمینان داد که پادمان‌های اضافی متعددی در هر دستور رئیس‌جمهوری برای استفاده از سلاح‌های هسته‌ای تعبیه شده است؟

در هر صورت، تقریباً تمام اقدامات حفاظتی معقول و تقویت‌کننده نتیجه بخش نخواهند بود. آن‌ها فقط در سطوح فرماندهی هسته‌ای پایین‌تر یا زیر پست ریاست جمهوری می‌توانند عملیاتی شوند. به صراحت گفته شد، این تدابیر برای فرمانده کل آمریکا اعمال نمی‌شود. ظاهراً -هرچند نادرست-، هیچ دلیل قانونی مجاز برای سرپیچی از دستور رئیس جمهور در مورد استفاده از سلاح‌های هسته‌ای وجود ندارد.

در اصل، شاید برخی از افراد ارشد در زنجیره فرماندهی نظامی تعیین‌شده هنوز هم می‌توانند گاهی اوقات تصمیم بگیرند که به «تعهدات نورنبرگ» معتبر استناد کنند، اما هر گونه فراخوانی در لحظه آخر تقریباً به طور قطع به ملاحظات حقوق داخلی ایالات متحده مربوط می‌شود که به راحتی قابل تشخیص است. 

بازی هسته‌ای ترامپ

در آینده، سناریوهای قابل قبول و معقول جنگ هسته‌ای باید به طور سیستماتیک فرض شده و کارشناسانه بررسی شوند. حداقل در حال حاضر، اگر یک رئیس جمهور فعلی آمریکا در داخل هرج و مرج که خودش آن را به وجود آورده عمل کند، یک فرمان هسته‌ای غیرمنطقی یا به ظاهر غیرمنطقی باشد، هر اهرم استفاده شده توسط وزیر دفاع، رئیس ستاد مشترک، مشاور امنیت ملی و چندین نفر دیگر که مانع از این دستور نادرست شوند، "غیرقانونی" خواهند بود. در بهترین شرایط، اصلاح‌کننده‌های غیررسمی ممکن است برای مدت کوتاهی کار کنند، اما پذیرش بیش از حد بی‌رحمانه «بهترین سناریو» به سختی می‌تواند «واقع‌بینانه» ارزیابی شود.

تحلیلگران استراتژیک ایالات متحده باید در آینده روی ایجاد سازوکارهای نهادی قوی‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر تمرکز کنند تا بتوانند از این کشور در برابر خطرات ناشی از یک رئیس‌جمهور ضعیف یا بی‌ثبات محافظت کنند. فردریش دورنمات می‌گوید: «بدترین اتفاق در شرایط غیرقابل پیش‌بینی رخ می‌دهد.» این جمله به‌خوبی وضعیت ایالات متحده در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ را توصیف می‌کند.

اگرچه جان اف. کندی در بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ با خطر جنگ هسته‌ای مواجه شد، اما توانست با محاسبات دقیق از وقوع آن جلوگیری کند. این در حالی است که تصمیمات هسته‌ای ترامپ ممکن است فاقد چنین دقت و منطقی باشد. بزرگ‌ترین تهدید در این زمینه، صدور یک دستور غیرمنطقی برای استفاده از سلاح‌های هسته‌ای به‌عنوان واکنشی به حمله‌ای غیرهسته‌ای از سوی روسیه، کره شمالی یا چین است. در بحران موشکی کوبا، نیکیتا خروشچف از رویارویی مستقیم عقب‌نشینی کرد و از یک فاجعه جلوگیری شد، اما در شرایط فعلی، چنین نتیجه‌ای تضمین‌شده نیست.

رئیس‌جمهور آمریکا باید نسبت به خطرات ناشی از گیر افتادن در یک چرخه تشدید تنش نظامی با کشورهای متخاصم آگاه باشد. در چنین شرایطی، دو گزینه‌ پیش روی ایالات متحده می‌تواند یا تسلیم شدن در برابر فشارهای خارجی یا ورود به یک جنگ هسته‌ای غیرقابل‌پیش‌بینی باشد.

در مورد کره شمالی، احتمال وقوع یک درگیری سایبری کنترل‌نشده هم وجود دارد. در چنین شرایطی، تصمیم‌گیرندگان آمریکایی ممکن است مجبور شوند با تهدیدهایی از سوی بازیگران غیررسمی همچون مزدوران سایبری یا هکرهای مستقل هم مواجه شوند. این وضعیت نشان‌دهنده پیچیدگی راهبردهای هسته‌ای در دوران ترامپ است. چنین شرایطی نیازمند افزایش نظارت بر تصمیم‌گیری‌های کلان نظامی و هسته‌ای است. با این‌حال، افزایش اختیارات مقامات نظامی هم تضمینی برای جلوگیری از تصمیم‌گیری‌های نادرست نخواهد بود.

ارتش آمریکا - تفنگداران آمریکا

امنیت جهان در گرو امنیت آمریکا

نکته‌ مهم این است که «غیرمنطقی» بودن الزاماً به معنای «دیوانگی» نیست. تصمیمات غیرمنطقی رئیس‌جمهور ایالات متحده می‌توانند در قالب نظام ارزشی ناسازگار و بی‌ثبات، خطاهای محاسباتی، ضعف در برقراری ارتباط مؤثر، تأثیرات تصادفی در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و ناهماهنگی درونی ساختار تصمیم‌گیری جمعی، بروز پیدا کنند. این عوامل می‌توانند در کنار سیاست‌های هسته‌ای کنونی ایالات متحده که شامل «نخستین استفاده» از سلاح‌های هسته‌ای و «شلیک در هنگام هشدار» است، نگرانی‌های جدی ایجاد کنند.

مشکلات مرتبط با ترامپ تنها با انتخاب یک رئیس‌جمهور جدید حل نخواهند شد. برای جلوگیری از فاجعه‌ای هسته‌ای، لازم است که ایالات متحده مکانیزم‌هایی شفاف‌تر و حساب‌شده‌تر برای نظارت بر تصمیمات هسته‌ای خود ایجاد کند. امنیت ملی این کشور، و به‌تبع آن، امنیت کل جهان، به خویشتن‌داری و پایبندی رئیس‌جمهور به قوانین و اصول دیپلماتیک بستگی دارد.

با انتخاب مجدد دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۴، آمریکایی‌ها تصمیم گرفتند از رئیس‌جمهوری پیروی کنند که گرایش‌های ضدعلمی و قانون‌گریزانه دارد. بنابراین، این کشور همچنان برای مواجهه با بدترین سناریوها آماده نیست. در چنین شرایطی، ضروری است که ایالات متحده به‌سرعت ساختار تصمیم‌گیری هسته‌ای خود را اصلاح و شفاف‌سازی کند. شکست در انجام این کار، نه‌تنها غیرمنطقی، بلکه غیرقابل‌تحمل خواهد بود. همان‌طور که برتولت برشت گفته است، «ما به‌سادگی هنوز این خبر وحشتناک را نشنیده‌ایم.»

اخبار روز سایر رسانه ها
    تیتر یک
    کارگزاری مفید